ک مثل نیکا
امروز اول صبح دیدم علی یه جعبه شیرینی آورده گفتم تو که هنوز اسمتو نخوندیم یاد نگرفتی؟؟گفت خانم اسم نیکا رو یاد گرفتم.نیکا دختر خاله مه چون اسمشو یاد گرفتم مامانش شیرینی داده بیارم کلاس.خوشحال شدم واز علی خواستم به بچه ها تعارف کنه به بچه ها هم یاد آوری کردم تشکر کنن و خلاصه همه شاد شدن.البته پای تخته هم بنویسه نیکا.ان شاء ا...علی و هم چنین نیکا کوچولو همیشه سرزنده وسلامت باشن.
دست مامان نیکا درد نکنه.
ضمناً امروز علی برای دفتر خلاقیتش که باید یه نقاشی یا عکس در مورد "ک"می چسبوند عکس نیکا رو چسبونده بود که خیلی بجا وجالب بود.یادم رفت عکس بگیرم حیف شد.




خداوند از ما انتظار کارهای بزرگ ندارد دوست دارد ما کارهای کوچک را باعشقی بزرگ انجام دهیم.
