وزارتخونه بی وزیر
یادتون هست که زمان های قبل تر دهه ی هفتاد یا بدتر از اون دهه ی 60 دانش آموزا چه ترس و دلهرهای از مدرسه ومعلم داشتن.جرآت نداشتن که درست و حسابی جواب سوال معلم بدن یا اینکه غیر از مسایل درسی چیزی بگن.و این بنظر من دلیلی می شد برای اینکه اعتماد به نفس دانش آموز،و عزت نفسش خیلی پایین باشه.حق ابراز و جود نداشت.همه چیز در این خلاصه می شد که آیا درس رو خوب جواب می ده یانه.و اگه ذره ای کم می آورد تو جواب دادن به معلم...چوب معلم در انتظارش بود.این ابهت معلم از جهاتی خوب بود ولی به نظر من بیشتر باعث شد که بچه ها اونقدر که باید اعتماد به نفس نداشته باشن.بیشتر ساکت باشن اگه حقی ازشون ضایع شددنبال حق خودشون نرن .خیلی چیزای دیگه.و بچه خوب کسی بود که ساکت باشه.و فقط درس جواب بده.
من دانش آموزای خودم رو وقتی با همکلاسی های ابتدایی خودم مقایسه می کنم می بینم دانش آموزای این دوره واقعا با اعتماد بنفسبالا و روحیه خیلی شادتر از قبل هستن.خیلی کم پیش میاد که کسی حقی ازش ضایع بشه و نیاد دنبالش.تازه خیلیا بیش از حق شون هم طالبن.
این نه فقط به خاطر کم شدن سختگیریای معلماست.از پدر ومادر هم هست.پدر ومادرای قدیم یه جوری سختگیری میکردن که بچه نمی تونست اطاعت نکنه و حق چون وچرانداشت.و این رویه در مدرسه هم توسط معلم دنبال می شد.ولی حالا پدر ومادرا یه طوری با بچه رفتار می کنن که بنه سختگیری خاصی هست نه حکم کردن و اجبار و...البته گاهی شاهد زیاده روی هم هستیم.
خلاصه بچه های امروزه روشون بازتر شده.حرف و ایده وعقیده شون رو راحت ابراز می کنن و واقعا جسورتر شدن.من به این بچه ها امیدوارتم تا نسل خودم و قبل از خودم.
ومن از این تغییر خیلی خیلی خوشحالم.