نوشته ای آدمکی چیزی
امیر کتاب کارشوشو بهم داد که امضاکنم.تو کادر پایین تیک زدم و پس دادمش وگفتم خیلی خوب نوشتی.دیدم چشاشوگرد کرد و با یه لحن بزرگترانه وجدی گفت"خانم! یه نوشته ای ...آدمکی ...چیزی!"
انقد لحنش و حرکات دستش جالب بود که بلند بلند خنده م گرفت.
"خانم !نوشته ای ...آدمکی ...چیزی"
براش نوشتم:انار دونه دونه کار امیر نمونه.یه آدمکم براش کشیدم و پس دادم.
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۱ ساعت 22:51 توسط راضیه فروتن
|
خداوند از ما انتظار کارهای بزرگ ندارد دوست دارد ما کارهای کوچک را باعشقی بزرگ انجام دهیم.
