امروز داشتم برنامه ی کاندیداهای ریاست جمهوری رو نگاه می کردم.جمعیت زیاد طرفداران شون که می گفتن حمایتت می کنیم وبرای کاندیدای موردنظرشون شعار می دادند.با خودم فکر می کردم این کاندیداها دارن این همه ابراز محبت و اشتیاق مردم رو می بینن نکنه فردا که انتخاب شدند یادشون بره که مردم چشم امیدی به اونها دارن.

تو روزهای ثبت نام کلاس اولی های آینده خیلی از والدین که میومدن برای ثبت نام پسرشون،می گفتن می خوایم بچه مون تو کلاس خانم فروتن باشه.(مدرسه ی ما دوتاکلاس اول داره) البته شعبه ی دیگه مون هم طرفدارای خودشو داره.این اعتماد خانواده ها و محبت شون به من باعث شد که در درونم احساس مسئولیت بیشتری کنم.احساس اینکه سال قبل از طرف آموزش وپرورش برای این پست انتخاب شدم ولی حالا غیر از انتظارات آموزش وپرورش ،چشم امید چند خانواده هم به منه که کارمو چطور انجام می دم.اونها منو انتخاب کردن و هزار ویک انتظار ازمن دارن.نکنه من بادی به گلو بندازم که به به منم طرفدار دارم.بلکه به خودم میگم از همین تابستون دنبال روش های بهتر و ایده های جدید برای تدریس بهتر باشم و به پشتوانه ی خانواده های عزیز ،سال آینده در تعلیم وتربیت بچه ها مفید تر باشم.